تبليغاتX
به نام ان کس که عقل را به همه نداد!

به نام ان کس که عقل را به همه نداد!

تیمارستان 115 - بدون هزینه ی درمان !

تفکری متفاوت ! تفکری روشن فکرانه !

باز هم چرت و پرت های همیشگی در تیمارستان !

حال شما؟این پست شدیدا جدی و در پی وضع داغون اجتماع است !


مقدمه:

      میگن جامعه ی متمدن،مثل ما ! میگن سخت کوش، مثل ما ! البته بحق این سخن به کمک مسئولین شدیدا سخت کوش درباره ی این تیمارستان صدق میکنه ! چرا که در سال جدید در کمتر از 2 ماه تهران را L.A کردند و که این در نوبه ی خودش به شدت بی نظیر است !

      قرار یود وبسایتی بزنیم ! اما  درگیر مسائلی شدیم بس عجیب ! بی خیال شدم و رو به نویسنده ی جدید وبلاگ کردم و فرمودم : بلاگفا رو L.A کن !

پ.ن: طرف جامعه شناسی خونده ! آمده است مطالب قبلی رو خونده نطری تلاوت کرده خصوصی که وبلاگت بیشتر جنبه ی آموزشی داره !! گیره کیا میوفتیم ما !

      حالا میرسیم سر اصل مطلب : تا حالا شده از صفر شروع به تفکر کنی؟


        بخش اول : بگی منو !

       وضع اجتماع و تفکرات خرابه ! مردم دی پی بزگ نمایی پوچی ها در آمدند ! طرف میاد میگه به خدا اعتقاد ندارم ! اون یکی طرف (ترجیحا جنس مخالف) حال میکنه ! بابا کافر ! بابا شیطان پرست ! بابا خود شیطان ! بابا داغون ! میپرس چرا اعتقاد نداری؟ میگه چون شراب خواریو حرام کرده ! کل درک و فهم و عقل و منطق یک انسان جمع شدن و با هم به این نتیجه رسیدن ! بعضی وقتا حتی انسان بودن رو زیر سوال میبرن با این تفکر !

      شدیم روشن فکر خیر سرمون ! بزن بیرون 1 ساعت تو خیابونا بچرخ ببین روشنی رو ! چشمات کور میشه اصلا ! حرف هم بزنی 100 تا وصله میچسبه بت !

پ.ن: فرمود : هوی ! دلت پره،چرا کلی حرف میزنی؟ گفتم : عزیز دل،تو به خودت نگیر !


بخش دوم : پشم الدین یا چیزالدین؟

      میگن قبلا منبر فقط مال پشم الدین ها (منبع واژه : ادیب ) بود; اما الآن همانطور که وضغ همه چی عوض شده و صد در صد رو به خوبیه (!) منبر هم برای همه شده ! همهنطور که میدانید ( شاید هم نمیدانید ) دشستن بر روی منبر انسانیت را خط میزند !

      اینروز ها همه روی منبرند ! همه در خیال باطل خود،بالاترند و دیگران پایین ! همه فکر میکنندخدایی شدند یکتا،که خود برتر است و دیگران خیر ! یک چیز را همه چیرز میدانند و با داشتن یک چیز ( در بعضی موارد گزارشی،هیچ چیز!) فکر میکنند همه چیز دارند ! بنازم به همه چیزت که از هیچ چیز بعضی ها کمتر است ! بخاطر همین چیزهاست (!) که ملت هدف زتدگی را صرفا کل کل قرار داده اند !

پ.ن: فرمودند : خودت از منبر پایین بیا،بقیه رو نصیحت نکن ! فرمودم : چشم !


بخش سوم : بلای آسمانی !

      نمیدونم چرا در مناظره های جدید،موقع زدن حرف حق،بلای آسمانی نازل میشود و طوفان و گرد باد و تگرگ ارتباط تصویری و صوتی را قطع میکند ! ارتباط مسئولین با خدا همینه دیگه ! حالا هی بگین نه ! احتمالا در آینده هم دایناسری یافت شود و دکل ارتباطی را به کلی از بین ببرد !

پ.ن:فرمودند: ....#%$@%#@  !!!!!! فرمودم : بی مزه هم خودتی ! یخچال !


بخش آخر : ......

قضاوت با شما !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 17:37  توسط بیمار اورژانسی  | 

!!!!!!

هووووووووف !!

فوت کردیم خاکاش بره !

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 7:41  توسط بیمار اورژانسی  | 


 ببین تو دو هفته چی گذشت تو تیمارستان ! احسنت ! من که به شخص واقعا تعجب کردم !اصلاً این تیمارستانِ ما خیلی جالبه،توش اتفاقاتی میوفته که شدیداً بی سابقن ! شدیداً ! اینم مقاله ای شدیداً سر گشاده برای چندی از وقایع اخیر تیمارستانِ 115 !

* * *
بخش اول : آگهی استخدام !

همینجا میخوام یه آگهی استخدام بزارم که دوستان علاقه مند برن و مراجعه کنن و مارم دعا کنن !

_______________________________________________________

با نام حاکم بزرگ !
از مردان و پسران غیور دعوت به همکاری در خانه ی عفاف میشود.خانه ای متفاوت با دیگر خانه های عفاف.بنا به وعده ی حاکم قبلی(ره)(ص)(ع)مبنی بر تاسیس خانه ی عفاف،حاکم بزرگوار و محترم ما اقدام تاسیس این خانه نمودند،با ویژگی های متفاوت،که در نوع خود بی مانند است :

1-فضای تاریک،ترسناک و با حس بخشی بالا
2-کاملاً اسلامی،بدون خشونت وبا احساس امنیت بالا
3-دارای میز گرد و بحث و گفت و گوهای کاملاً "معصومانه"
4-ایجاد آزادی عمل کامل برای هر گونه اعمال و ابراز علاقه با سلاح های گرم بعد از انجام عملیات
5-پخش نظرات و سخنان خواهران و برادران در رسانه های عمومی مبنی بر خاطرات خود در خارج از خانه ی عفاف،که خاطراطی بس حقیقی و بدونه اعمال هر گونه رفتار "معصومانه" بر روی آنها است.


لازم به ذکر است که ثبت نام فقط برای برادران عزیز صورت میگیرد،و خواهران شما در این خانه،از میان مخالفین رئیس خدید انتخاب میشن.

دیگر ویژگی این خانه،وجود برادرانی برای انجام اعمال خود بر روی آنهاست.و هر گونه مدارک پزشکی بر علیه شما از طرف مسئولین تکذیب خواهد شد !
برادران عزیز بدای ثبت نام به نمایندگیهای مجازی که حاکم قبلی(ره)(ص)(ع) دستور تاسیس آن را برای دفاع از تیمارستان صادر کرده،مراجعه کنید .
_____________________________________________________


این آگهی رو اینجا گزاشتم که ازخدمات جالب رئیس جدید و حاکم بزرگ برای سربلندی تیمارستان،اطلاع پیدا کنید ! یادتون نره سخن زیبای رئیس را...."تیمارستانه ما داره میره بالا،دیگه چی از این قشنگ تر؟".....!


بخش دوم : پیشنهادی برادرانه به شما !


آره دیگه ! میگن واسه هر چیزی تبلیغ بشه،گرون میشه یهو ! این تیمارستان ما هم از این قانون پیروی میکنه ! پس این همه تلیغ تو جاهای مختلف بی خود نیست ! اما یه نکته ی ذخیم ! اینکه تبلیغات از ورود رئیس جدید متهول شدن !
از جمله تبلیغات جالب اخیر،تبلیغ "هلو" بود ! که با حضور خود جناب عزیزدل،در رسانه پخش شد ! که بازتاب های جالبی داشت ! امروز که ملاقاتی داشتم،مادر گرامی فرمودند : "امروز رفتم خرید،گفتن هلو گرون شده!! " که خبری بس شادی بخش برای من بود،چون از دیگر موفقیت های رئیس جدید در عرصه ی تبلیغات بود ! البته اینم بگم که با همت مسئولین،این گررانی برای دیگر میوه ها،ادامه خواهد یافت،البته با وجود ایم کابینه ی جدید ! اصلاً آدم اینارو میبینه یاد رژیم غذایی و سبد غذایی میوه ای میوفته !
پیشنهاد میکنم هر گونه کاسبیه فعلی رو تعطیل کرده،و میوه فروشی با انواع میوه ها رو بر پا کنید،که با در نظر گرفتن سخنان جناب رئیس،کاسبی تو این شغله !


بخش سوم : برادر عزیزم،خواهش میکنم پاتو از تلفن خودت دراز تر نکن !


از دیگر اتفاقات جالب و دستاوردهای جدید،همکاری برادران شدیداً عزیز در مکالمات شماست ! مدتی پیش در حال مکالمه با یکی از دوستان گرامی بودم،که به یاد شنود مکالمات افتادم ! و گفتم :"خسته نباشی برادر!" که همان لحظه یه صدای دیگه و ضعیف چیزی به من گفت،که مطئسفانه(!) شنود نشد ! البطه با ررفتاهای که از اینان و دیگر برادران ذهمت کش دیدیم،یقیناً چیزی جز"سلامت باشید" نبود ! چرا که تلفن منزل به مدت 1هفته قطع شد !!


بخش چهارم : حکایت !


یکی از دوستان،که قبل،از او خاطره ای ذکر کردم(همان بیماری که فکر میکنه،شاعره)حکایتی گفت که دوست دارم برای شما عزیزان بگویم :
"آورده اند که شیخی،مریدی از مریدان حاکم ظالم عصر را دید،در حال سخن رانی.بس متعجب،به محفل شدیداً گرم آنان پیوست ! مرید میگفت :جانم به فدایش،هر آنچه گوید حق و براستی که پاک ترین است.مریدان گفتند:آری،حق است سخنت ! مرید بازفرمود :جانم به فدایش که هر آنچه داریم،از اوست،و هر آنچه دارم برای اوست! مریدان فرمودند:آری،حق است سخنت ! شیخ بسیار پریشان گشت،تلاوت کرد:دینت؟مرید فرمود:اسلام.شیخ بر سر تعجب آمد،وخشم،اما ساکت ماند و از محفل رفت.در دل گفت: فهماندن به کج فهم همانا،بمانند احرام ثلاثه همانا ! بی خود جوش نیاورم و چیزی نگویم که ابله،نامش نهادند و ابله ماند !

بخش پنجم : نتیجه گیری


به گفته ی بزرگی "اون از حروم زادگیشه که دروغ میگه،وگرنه امام زمان دیده" !

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 17:42  توسط بیمار اورژانسی  | 

دفتر خاطراتِ یارِ دبستانیِ من.....


کمی تلخ....برای یارِ دبستانیِ من...

این متن از دفتر خاطراتِ یکی از دوستانِ منِ،از بچه های تیمارستان انتخاب شده :

 

    "درِ سلولم باز شد،فضای تلخِ تاریکِ اتاق،جایش را به نور تند و زننده ای داد.گویی با چماق چشمانم را نوازش میکردند.

بازهم شپید پوشن،با بی رحمیِ همیشگی شان.اندام ناقص شده ام،تابِ ضربات سخت اینان را نداشت...به سختی،کویرِ خشک لبانم باز شد و اصواتی از میان آنها خارج شد : نه،خواهش میکنم نه....

-خواهش فایده ای نداره،باید کاری که گفتیم رو انجام بدی.

کاری که گفتند؟دروغ گویی به مانند آنها آنهم در مقابل بیماران غیور؟سخت است....

سپید پوش گفت : دخترت،دیروز دیدیش،یادته؟چه عذابی میتونیم بهش بدیم !

-نه،به اون کاری نداشته باشید،هر چه میخواهید،میگویم،هرجا بخواهید میگویم،به او کاری نداشته باشید...."

 

یار دبستانی من مجبور به ترک شد،مجبور به ترک شد....مجبور به دروغ گویی شد،مجبور به تضاهر شد.

کاش اورا کسی درک میکرد،کاش میشد برایش کاری کرد.

وقتی باز هم اورا بر صفحه ی دروغگوی تلویزیون دیدم،اشک چشمانم را فرا گرفت.چه لاغر شدی یارِ دبستانِ من...با تو چه کردند یار دبستانی من؟

با ما چه کردند یار دبستانیِ من؟با ما چه میکنند یار دبستانی من....؟

 

چه نمایشی اجرا کردند،چه زیبا،و غم انگیز،دردناک.چه میشه کرد؟آیا صبر؟

 

Let’s stay here for a while

Is something goanna happen today

(Katatonia - Day)

 

شاید امسال برای دوستانمان،جشن هالُوین بگیریم،برای یاد رفتگان،شهیدان،و به یاد آنها.....


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 5:30  توسط بیمار اورژانسی  |